من و ...
دیگه حرفی نمیزنم با هیچ کس جز خودم
هی می نویسم و هی ثبت موقت می کنم
برای کسی مینوشتم که نخوند
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر ۱۳۹۲ ساعت 11:10 توسط سحر |
این من هستم،شاید.
خانه
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
پیوندها
من اینجا،تو اونجا
حسرت اشک
وقایع نگاری روزانه یک دانشجو در نا سرزمین مادری
گفت و چای (قدیم ها)
گفت و چای (جدید)
زندگانی سیبی است...
کاغذ پاره
نیمه دوم
حموم زنونه
پلاک 13
رویاهای بدون امضا
کیس های زندگی من!
...یک شوهر سابقا عاشق
شراب تلخ
زندگی بنفش
یادداشت های یک دختر حاجی
تنبل تن پلول
ذهن منحرف یک هیولای گشاد
هاشورهایی که همه ی صفحه را سیاه کرد
یه زن
من و بقیه که یه جورایی همون من هستند
ranitidine
یک مهندس خسته
کاریکاتوریست درک نشده
راننده تاکسی
لنگ دراز
کوپه شماره 2 صندلی 20
دختری با طعم خاک
سایه برهنه زنی در باران
نینوچیکا
خارخاسک هفت دنده
پرشکوه
دنیای کوچک من
تس آپه
BLOGFA.COM